محمد تقي جعفري

45

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قدر همّت باشد آن جهد و دعا ليس للإنسان الَّا ما سعى واهب همّت خداوند است و بس همّت شاهى ندارد هيچ خس 14 - توفيق صيقلى شدن دل از خدا است : نيست تخصيص خدا كس را به كار مانع طوع و مراد و اختيار ليك چون رنجى دهد بدبخت را او گريزاند بكفران رخت را نيكبختى را چو حق رنجى دهد رخت را نزديكتر وا مىنهد از اين ابيات معلوم مىشود كه مولوى هم اين نظريّه را تأييد مىكند كه براى آماده كردن زمينهء توفيق و لطف ربّانى اراده و همّت انسان شرط است ، و الَّا عدالت خداوندى مقتضى تساوى همهء بندگان او در شمول الطاف و عنايات و توفيقات او است . با اين حال ، ما بندگان ناچيز هيچ حقّى نداريم كه تكليفى براى آن مقام شامخ معيّن كنيم . مجموع مطالعات در احكام عقلى و منابع اسلامى ، اثبات مىكند كه خداوند بمقتضاى لطف و كرم و عنايت ربّانى خود ، رشد و پيشرفت روحى بندگانش را مىخواهد [ نه خواستن با ارادهء تكوينى حتمى كه از تحقّق خواسته شده تفكيك نمىگردد ] ، بلكه آن خواستن كه بر همهء خيرات تعلَّق دارد اعمّ از اين كه در كارگاه وجود بطور جبر قانونى تحقّق يافته باشند و يا وارد ديار هستى نگردند . براى توضيح مىتوانيم در نظر بگيريم كه چون رشد و كمال همهء انسانها خير است ، قطعا خداوند متعال آن را مىخواهد . [ ولى نه آن خواستن تكوينى كه هرگز از خواسته شدهء خداوندى تخلَّف نمىپذيرد ] بلكه آن خواستن كه محبوبيّت و مطلوبيّت آن خير اقتضاء مىكند . بر مبناى اين اصل است كه مىتوانيم بگوئيم توفيق و عنايت و كرم خداوندى كه از آثار لطف او است شامل همهء بندگان او است ، نهايت امر - باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره زار خس يعنى اين انسان است كه براى برخوردارى از لطف خداوندى بايد تا آنجا كه مىتواند موانع را بردارد و مقتضيات را ايجاد كند ، اگر چه از يك جهت ، بايد از خدا بخواهيم كه در برداشتن موانع و ايجاد مقتضيات لطف و توفيق خداوندى ، توفيق و لطفش را شامل حال ما بفرمايد . بنا بر اين ، همانطور كه در منابع اوّليّهء اسلام آمده است ، ما